شعر رقصان شمس
شعر رقصان شمس

در میان آثار متعدد مولوی تا چندید سال پیش مشهورترین اثر این مرد پر آوازه‌ی ادبیات فارسی بدون شک مثنوی معنوی بود. اما کوشش و تلاش استادی چون بدیع‌الزمان فروزانفر و انتشار مجلدات ده‌گانه‌ی «دیوان کبیر» به سعی و تصحیح ایشان ذوق ادبی آن روزگار را دچار تحول کرد و چهره‌ی جدیدی از این مرد پر شور ارائه کرد.
طی نیم قرن دیوان شمس بارها به چاپ رسید،گزینه‌های گوناگون از آن استخراج شد و صدها و شاید هزاران برگ در شناخت زندگی و شعر جلال‌الدین بلخی رقم زده شد. و اینک گزینه‌ای که محمد علی سپانلو با همراهی نشر دیبایه عرضه می‌دارد؛ آیا در این عرصه‌ی انبوه زیره به کرمان بردن نیست؟
مقدمه‌ایی که ایشان در ابتدای شعر رقصان شمس آورده‌اند پاسخ این سوال مهم را با خود همراه دارد. بخشی از این مقدمه را در ادامه با هم می‌خوانیم.
”من خواستم گزینه‌ای از نوع دیگر تدوین کنم که دست کم تفاوتی در شروع کار یا نقطه‌ی عزیمت با منتخبات دیگران داشته باشد. این‌که در دهه‌های اخیر شعر مولانا مولوی با موسیقی جدید و جوان سازگار و همخوان می‌شود داعی و انگیزه‌ی کار من شد؛ پس به جای انتخاب آثار بر مبنای ارزش‌‌های تثبیت شده‌ی ادبی، آن دسته شعرها را انتخاب کردم که می‌توانست با نوعی موسیقی پر هرج و مرج همخوان باشد. از این پس ادامه‌ی کار چندان دشوار نبود، چرا که می‌دانیم بیشتر غزلیات دیوان شمس در حین سماع و رقص یا همان «شور رومی» سروده شده و دوستداران مولوی آن‌ها را یادداشت کرده‌اند.” آمده‌ام که تا به خود گوش‌کشان کشانمت
بی‌دل و بی‌خودت کنم، در دل و جان نشانمت
آمده‌ام بهار خوش پیش تو ای درخت گل
تا که کنار گیرمت خوش خوش و می‌فشانمت
آمده‌ام که تا تـرا جلوه دهم در این سـرا
همچـو دعـای عاشقان فـوق فلک رسـانمت

پدیدآورنده:

جلال الدین محمد رومی (مولانا)


نوبت چاپ:

تخست


شمارگان:

2000


شابک:

978-600-212-084-7


سال:

1391


طراح:

فرشته سعیدا

قیمت: 125,000  ريال